۱-رفتم گیلانه رو دیدم. حیف از بازی این سیمین معتمد آریا که در کشدار شدن فیلمنامه گم می شه. باید شمالی باشین تا بدونین که این زن چه نقشی بازی کرده واقعا!
نمی فهمم چرا کارگردان با تجربه ای مثل بنی اعتماد دچار چنین وسوسه های بدی می شه! که اول بخش دوم فیلم رو می سازه بعد چون با استقبال روبرو می شه به فکر تبدیل کردنش به فیلم بلند می افته و می ره سراغ ساختن بخش اول فیلم و اون افتضاح اتوبوس سواری رو بار میاره! با سوژه تکراری و اجرای ضعیف رفتارهای یک جانباز موجی در زندگی عادی مردم.
هم این سوژه حیفه که اینجوری هدر بره هم بازی خوب معتمد آریا.
خلاصه اینکه ساعت ۸ شب هوس کردم برم سینما و قبل از تعطیلی این روزها - که انگار دنیا تعطیله- رفتم و دیدمش و کلی هم البته با وجود همه ضعفهای فیلم حال کردم.
۲- این دو نفرو دیدین؟
نوشا خانوم وبلاگنویسیتم مثل سفر کردنت به افغانستان زیر آبیه؟!
خلاصه که مبارک است انشاءاله ! باشاد که در سایه بلاگ رولینگ شما را همیشه در صدر ببینیم. گرچه صدر و ذیل این "رولینگ" ! دائم در حال ملاعبه است!
۳- دیگه اینکه امتحان زبانم رو فکر کنم خوب دادم و فعلا دو سه روزه که از همه دنیا بی خبرم. راستی خبر تازه ای نیست؟ ( البته افاضات جناب وزیر را در باب بسته شدن دکان فیلمسازان نهیلیستی و فمینیستی و چند تا ایستی دیگه شنیدم و هزار نفر برام میلش کردن!) خداوند یا عقل ما را کم کناد یا از ایشان را افزون!
۴- چند روز پیش برای آوا کارتون (افسانه کوسه) رو خریدم . حالا گرفته منو که من می خوام ماهی بشم! و تقریبا هر پنج دقیقه یه بار اینو تکرار می کنه.هر چی ام براش توضیح می دم قانع نمی شه و می گه خب من دیگه نمی خوام آدم باشم، می خوام ماهی بشم!
چی بهش بگم خب؟ وقتی خودمم دلیل محکمی برای آدم موندن پیدا نمی کنم!
پیوست:
همین الان دیدم اینو!!!! وا مصیبتا .
در خاورمیانه اولیم از بابت آخر بودن در آزادی بیان ! و باز بهانه ای شد تا بپرسیم : "از گنجی خبر تازه ای نرسیده؟!" جز آخرین نامه زن بی مثالش؟