شنبه چهارم اسفند 1386
اصغر هم محکوم به اعدام است. اصغر حیدری. اصغر هم وقتی مرتکب قتل شده ۱۷ سال بیشتر نداشته است. اصغر با صدای دو رگه از نوجوانی گذشته اش و با لهجه شهرستانی اش با بغض می گوید: خانم من خیاط بودم. خیاط خیلی ماهر! اگر روزی آزاد شوم می بینید که دروغ نمی گویم. همیشه نان بازویم را خورده ام...
و من یخ زده مانده ام که این بچه از چند سالگی کار کرده است که در ۱۷ سالگی خیاطی ماهر و حالا آبدارچی تر و تمیز زندان است. آبدارچی ای که هر کس گذارش به آن طرفها بیفتد نمی تواند بین او و دیگران فرق نگذارد!...
به زودی از اصغر بیشتر خواهم نوشت.
بپیوست:
محمد لطیف با کمک آقای محمد مجابی و جمع دیگری از دوستان توانستند از خانواده اولیاء دم رضایت بگیرند. به آنها هم - علاوه بر خانواده لطیف و دوست عزیز محمد مصطفایی- تبریک می گویم.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:14 | لینک
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
