روی جلد آن مجله سپید منم
*
شبق گیسوان من،
پیش از انتشار حذف شد
شب چشمانم،
پیش از انتشار حذف شد
قامتم بلند بود،
روی جلد جا نمی گرفت،
حذف شد.
فکر من، جسم من، بکارتم، قلب من،
پیش از انتشار حذف شد.
کودک زمین، از چه شیر می خورد؟
- همان! –
حذف شد.
*
نشسته ام روی جلد
صورتم سپید
چشمها سپید
تنم سپید
گیسوان سپید
*
با شمایلی سپید ،
صفحه ای مسطحم ،
نشسته ام روی جلد ،
روی دکه ها.
این منم ،
شادروان زنم ؛ ( 2)
- مجله ای که حذف شد-
15- بهمن 86
1 ) دوشنبه، روز کارگاه نقد و بررسی گزارشهای مجله زنان بود. وقتی امروز در انجمن صنفی روزنامه نگاران، این شعر را می خواندم، توضیح دادم که یکی از مهمترین تجربه های روزنامه نگاری من و بسیاری از دوستانم در مجله زنان شکل گرفت. تجربه ای که در آن، تصمیم گیری در مورد سوژه ها، نقد گزارش ها و روند تهیه مطالب با توافق و مشاوره و مشارکت همه اعضای حاضر در گروه دوشنبه، گرفته می شد. این برای شخص من یک نوع تمرین کار گروهی و تمرین دموکراسی بود.
در این مجله نخستین گزارشم درباره اعدام دختری ۱۶ ساله در شهرستان نکا نوشته شد. گزارشی که هیچ یک از روزنامه ها حاضر به انتشار خبرش حتا نشده بودند. و ...
2 ) مراد از مجله زن همان مجله زنان است. به شعرم به خاطر تنگنای موسیقی کلام ببخشید.
