گذارت اگر به پاکستان افتاده باشد در می یابی که بی نظیر، حق داشته که پیش از مرگش بنوسد مسوولیت مرگش بر عهده دولت نظامی گرای پاکستان است.نظامی گیری که در بیشتر کشورها، مهمترین تهدید دموکراسی به شمار می رود، در پاکستان هم نتیجه ای جز این نداشت.
با وجود این که قتل یک رهبر سیاسی قدرتمند در پاکستان؛ رهبری که در ضمن نقض غرضی بود برای نفی توانمندی زنان در راس قدرت حزبی و سیاسی،آنهم در یک کشور اسلامی جهان سومی! تهدید جدی است برای دموکراسی در منطقه، اما اتفاقی که پس از مرگ بی نظیر در حزب مردم پاکستان رخ می دهد نیز به نوعی برایم غیر قابل درک است.
خاندان بوتو اگر چه همواره تلاششان در عرصه سیاست معطوف به نفی دیکتاتوری به ویژه دیکتاتوری نظامی بوده است، اما در حزب تحت فرمان خود، قدرت را به طور موروثی منتقل کرده اند. گرچه تجربه بی نظیر جوان، بعد از اعدام پدرش، تجربه موفق و موثری در امور سیاسی پاکستان و نیز مبارزه با دیکتاتوری چه در دوران ضیاءالحق و چه بعد از آن بود، و با وجود این که بلاول جوان در نخستین مصاحبه مطبوعاتی اش به نقل از مادر با صدای بلند "دموکراسی را بهترین انتقام دانسته است"، اما قدرت موروثی در بطن خود به اعتقاد من تهدید دیگری برای دموکراسی است.
شاید من اشتباه می کنم و این اتفاق را باید در ظرف شرایط سیاسی پاکستان سنجید! نمی دانم.
