تبليغاتX
وارش - با توام ای ترانه!
روز نویس آسیه امینی

شب هنوز بر جا بود

که خروس بی سر رفت.

 

"بامداد و سکوت؟"

این زمزمه بر زبانها گشت.

از پس آن بسیار شب، اما

هیابانگ تو آمد.

 

آمدیم

به بوی ترانه ات

با هزاران چو من.

آمدیم

با تو از بیهق تا تهران

و این که بر گرده هایمان می رود تا جهان، ترانه ی توست!

 

...و این گونه است

که هر بامداد

به صدای تو برمی خیزیم از خواب.

شعر ۵۸- از دفتر هی... تو که رفته ای!

مرسی از ایمان عزیز به خاطر یادآوری اینکه امروز روز تولد شاملو است.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 11:8 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin