توصیه های پزشکی و توصیه های دلسوزانه و پرمهر دوست و آشنا طوریه که نمی دونم این همه لطف رو چه جوری باید جواب بدم. آدم گاهی هوس می کنه با این همه محبت همین جور مریض بمونه ! (جدی نگیرین البته!)
این پست رو برای این می نویسم که می خوام پرونده بیماریم رو که از اواخر مرداد تا حالا اینجا فقط از اون نوشتم، فعلا ببندم. از بیماری نوشتن و خوندن توی این دفتر به گمانم کافی باشه. اون دو تا عکس رو هم ببخشین اگر گذاشتم و خیال دوستانم رو آشفتم. دلم برای زندگی تنگ شده. دلم برای دوستانم تنگ شده - اونها که شایسته دوست نامیده شدنن- دلم برای خیلی چیزا و خیلی کسان تنگ شده.
به دو سه نفری هم عذرخواهی بدهکارم که از امروز شروع کردم به پرداختنش.
فهیمه جان ، چه پاییز قشنگی بیرون در خونه است! و چه فال قشنگی تو مشت حافظ تو.
پیوست : بلاگ رولینگ که می میره، شما چه جوری پینگ می شین؟