تبليغاتX
وارش - از سيمين، سيمين بزرگ !
روز نویس آسیه امینی

دو سيمين. يكي در اوج شعر معاصر ايران. ديگري در اوج داستان نويسي.
سيمين شعر براي ما بماناد كه سيمين داستان معاصر ايران در بيمارستان بستري و در اغما است.
(من صبح طبق دو خبري كه به من رسيده بود به اشتباه خبر از فوت ايشان داده بودم كه معذرت مي خواهم بابتش)
مردن درد نيست. اما از دست دادن زني چنين، درد است وقتي كه مي دانم هنوز بيشتر مردم ديارش نام او را نيز نمي دانند. مردن زني درد است كه نويسنده اثري ماندگار در ادبيات مثل سووشون است و بسياري از فرزندان سرزمين من حتا نامش را نمي دانند.
سيمين دانشور در بيمارستان پارس تهران،‌بستري است.
حدود دو سال پيش كه قرار بود سوووشون به زبان سوئدي ترجمه و چاپ شود، نسخه قرارداد را به نمايندگي از طرف ناشر برايش بردم و فرصتي دست داد تا ساعتي در كنارش بنشينم و از جدي بودن زني كه در هشتاد و اندي سالگي هنوز مثل ساعت كار مي كند و برنامه ريزي روزانه اش به دقيقه است، لذت ببرم و نيز بياموزم. او مهربان و متوجه بود. به همه چيز؛ از ادبيات گرفته تا اوضاع سياسي و اجتماعي. نگران خانه هم بود. خانه اي كه در ان زندگي مي كرد ظاهرا باعث اختلافاتي شده بود و يادم است اين مساله نگران و عصباني اش مي كرد. و يادم است كه چقدر ناراحت مي شد وقتي از بدخواهاني حرف مي زد كه بين او و شمس (آل احمد) خبرهاي دروغ رد و بدل مي كردند.

سالها پيشتر، وقتي 19 ساله بودم در سفري به گنبد كاووس، براي شركت در يك شب شعر با شمس همسفر شدم. با اين كه 14 سال از آن روزها گذشته است ، ولي از ياد نمي برم كه شمس چقدر از خانم سيمين با احترام و بزرگي ياد مي كرد.

سيمين دانشور استحقاق آن را داشته است كه خيلي بيش از اينها، مورد توجه مردم كشورش قرار بگيرد. اگر دولتمردان ما لايق بزرگداشتن و پاسداشت ميراثهاي بزرگ فرهنگمان نيستند. ما مردم بايد اين شعور و شرافت را زنده نگاه داريم.

فهيمه عزيز از منبع خبر اشتباه نوشته

حال عمومي سيمين دانشور تغييري نكرده‌است

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 16:9 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin