چه پسرانی
روسپيان پا به زای من !
چه پسرانی در راهند.
يک، دو
يک، دو
از همين حالا رژه می روند
در بطن مادرشان
و بيرون می آيند
وآدم های اضافه را از شر زمين پاک می کنند
و حرف های اضافه را از شر زمين پاک می کنند
و سينمای فردين را پاک می کنند
مزه پپسی را پاک می کنند
چه بهار دل انگيزی است عشق من!
زنده باد باد بهاری که مستی مشروع می آورد
زنده باد برگ های تازه، شب پره ها، ميکرب ها
ننگ بر پرندگان سرخ ناشده يی در هوا
که به فکر مشکل مردم نيستند
ننگ بر حروف واژه نامه يی که گرفتاری را معنی کرده است
زنده باد هر چيز ی تا پيش از الف ، ب ، پ…
پت
زنده باد خاموشی.
به کلاه بغل دستی تان محکم بچسبيد
که بر سرتان نرود.
چه پسرانی
چه پسرانی!
پادگان ها مزارع خواجگان حرم خواهد شد
پسران زيبا را
در کارخانه های دی. ان. دی. تکثير می کنند
و به دختران زيبا
سکه نيم بهای آزادی می بخشند
که به دنيا نيايند.
از گورهاي تان به در آييد لوطيان
از بارگاه تان به آبراهه های خيابان ها نقبی زنيد،
به در آييد
بهشت تان به هتل های پنج ستاره ی پشت خانه تان منتقل شد.
لطفا به کناری بايستيد سرباز وطن بگذرد
او فرصت کافی برای کشتن خود ندارد.
دانه برچينيم مردم
قد، قد، قد
دانه برچينيم و
به آنچه که نک می زنيد
اعتماد کنيد
پرنده ی پنچری را
به زباله ها می ريزند،
دانه برچينيم
مرغ زيرک
گر به دام افتد، به دام افتد، به دام افتد، به دام افتد…
اميد چيز غريبی است مردم
مختصرا عمری طول می کشد
همه چيز تمام می شود.
می دانستی چه نمی خواستی
نمی دانستی که چه می خواستی.
اميد چيز غريبی است.
سلام ای شب معصوم
سلام ای شبی که چشم های موش های خيابانی را
به حفره های استخوانی ايمان و اعتماد بدل می کنی
سلام پوشاننده رازها در آبراهه ها
بايد برای روزنامه تسليتی بفرستيم
سربازان می رسند.
٧/٢/٨٦