سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386
ديروز دوست خبرنگاي سراغ از اعضاي كانون صنفي معلمان را مي گرفت. به او گفتم آقايان رضايي و باغاني را مي شناسم و شماره هايشان را دادم. پرسيد : آزادند؟ گفتم رضايي را روز قبل در دادسراي انقلاب ديده ام. بازجويي من و او در يك روز بود و گفت كه آقاي باغاني هم آزاد است.
امروز صبح آن دوست زنگ زد و گفت آقاي رضايي را از همان بازجويي برده اند و آزاد نيست ولي با باغاني قرار دارم. عصر تماس گرفت و گفت به تلفنش جواب نمي دهد . نكند او را هم گرفته اند؟! با خنده گفتم يعني هر كس به تلفنش جواب ندهد يعني كه گرفته اندش؟
غروب اس.ام.اس داد كه بله، گرفته اند!
معلمان، به خاطر داشتن شغلي دولتي و نظارتي دولتي و به خاطر حساسيتي كه دولت در اين بيست و چند سال بر آموزش و پرورش داشته و با وجود همه گونه پاك سازيهايي كه انجام شده تا بي سر و صداترين قشر شغلي، در آرامترين وضعيت ممكن، با كمترين درآمد و امكانات بسازند و دم نزنند، همواره شهره بوده اند به محافظه كاري و ملاحظه كاري و حتا ترسو بودن و دست به عصا راه رفتن.
حقوق مادي آنها با وجود زحمتي مي كشند و با وجود حساسيتي كه اين شغل دارد و نيازمند آرامش رواني و جسمي است، از كمترين درآمدهاي دولتي بوده است. با وجود اين سالها و سالها صدا از سنگ درامد و از معلمان اعتراضي به اين وضع شنيده نشد.
حالا كه بعد از سالها آنها در مورد تبعيضهاي صريح حقوقي شان اعتراض كرده اند، به جاي تقدير و تشكر از اييييييييييييين همه صبر، متهم مي شوند به سياسي كاري. كدام سياسي كاري؟! مگر اينها همان معلمهاي گزينش شده شما نيستند كه از هفت خوان رستم عبور گزينشي شدند تا يك خال بر صفحه سپيد اعتقادات و باورهايشان نباشد؟ اين معلمان در كجا و چگونه سياسي شده اند؟!
زنان كه سياسي اند، معلمان كه سياسي اند، دانشجويان كه سياسي اند، كارگران كه سياسي اند، خوشا به حال سياسي هاي ما كه اين روزها زبان در غلاف، در تعطيلات سياسي به سر مي برند.
امروز صبح آن دوست زنگ زد و گفت آقاي رضايي را از همان بازجويي برده اند و آزاد نيست ولي با باغاني قرار دارم. عصر تماس گرفت و گفت به تلفنش جواب نمي دهد . نكند او را هم گرفته اند؟! با خنده گفتم يعني هر كس به تلفنش جواب ندهد يعني كه گرفته اندش؟
غروب اس.ام.اس داد كه بله، گرفته اند!
معلمان، به خاطر داشتن شغلي دولتي و نظارتي دولتي و به خاطر حساسيتي كه دولت در اين بيست و چند سال بر آموزش و پرورش داشته و با وجود همه گونه پاك سازيهايي كه انجام شده تا بي سر و صداترين قشر شغلي، در آرامترين وضعيت ممكن، با كمترين درآمد و امكانات بسازند و دم نزنند، همواره شهره بوده اند به محافظه كاري و ملاحظه كاري و حتا ترسو بودن و دست به عصا راه رفتن.
حقوق مادي آنها با وجود زحمتي مي كشند و با وجود حساسيتي كه اين شغل دارد و نيازمند آرامش رواني و جسمي است، از كمترين درآمدهاي دولتي بوده است. با وجود اين سالها و سالها صدا از سنگ درامد و از معلمان اعتراضي به اين وضع شنيده نشد.
حالا كه بعد از سالها آنها در مورد تبعيضهاي صريح حقوقي شان اعتراض كرده اند، به جاي تقدير و تشكر از اييييييييييييين همه صبر، متهم مي شوند به سياسي كاري. كدام سياسي كاري؟! مگر اينها همان معلمهاي گزينش شده شما نيستند كه از هفت خوان رستم عبور گزينشي شدند تا يك خال بر صفحه سپيد اعتقادات و باورهايشان نباشد؟ اين معلمان در كجا و چگونه سياسي شده اند؟!
زنان كه سياسي اند، معلمان كه سياسي اند، دانشجويان كه سياسي اند، كارگران كه سياسي اند، خوشا به حال سياسي هاي ما كه اين روزها زبان در غلاف، در تعطيلات سياسي به سر مي برند.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:39 | لینک
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
