پنجشنبه شانزدهم تیر 1384
برای رفتن به قزوین به چهار روز تعطیل برخورده ام!! عجب معرکه ای! در تعطیلات رسمی کسی را اعدام نمی کنند که نه؟
می روم شمال و از آنجا بعد از سه روز به قزوین. امیدوارم البته اتفاقات غیر مترقبه دیگری ( مثل همین گرمازدگی بی پدر که پیرم را دو روزه درآورده) رخ ندهد.
از خواننده های این وبلاگ آیا یک دوست قزوینی یافت می شود که به چند سوال من پاسخ دهد؟ اگر هست ممنون می شوم نشانی میلش را برایم در کامنتها بگذارد.
خبرهای بعدی در مورد مریم را بعدا بخوانید.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 14:53 | لینک
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: