هنوز پلنگ ندیده ام! و ممکن است هم اصلا نبینم :(((
سه روز گذشته در کنفرانس جهانی فمینیست دیالوگ بودم. و از فردا فروم اجتماعی جهانی شروع می شه. من آدم تندرویی در باورهام نیستم و بنابراین دیدن و شنیدن و ارتباط برقرار کردن با کسانی که باورشون مهم ترین عنصر خدشه ناپذیر زندگیشون هست بسیار مهم و آموزنده است. منظورم فمینیستهایی هستند که در این چند روز دیدم.
به هر حال اونها از همه جای دنیا اومده بودن. از همه جای افریقا، امریکای لاتین ، آسیا و بویژه هند و پاکستان و آسیای شرقی. از اروپا و استرالی. از همه جا. و این با هم بودن و حرفهای مشترک رو کنار هم گذاشتن خیلی جالب بود. اونها منتقد وضع موجودند. منتقد نظم نوین جهانی که دستاورد نظام سرمایهداریه. منتقد بنیادگرایی. اونها معتقدن "جهان دیگری ممکن است" و این شعار رو با انرژی وصف ناپذیری فریاد می زدن.
امشب شام با جمع دوستانم مهمان ولوم بودیم. ولوم مجمع زنان تحت قوانین اسلامی هست ( نه کشورهایی اسلامی بلکه جوامعی که مسلمان و قوانین اسلامی دارن). با یک خبرنگار فمینیست-خبرنگار گامبیایی سر میز شام مصاحبه مشترکی انجام دادم ( با کمک دوست خوبم سهیلا) که بعد در سایت زنان ایران منتشرش می کنم.
خیلی خسته ام. چهار روزه با دخترکم حرف نزدم و دلم تنگه.
این همکار لینوکس باز ما هم یه در همسایگی منه ولی هنوز اینجا ندیدمش. داره مفصل می نویسه. لابد اینترنت حسابی داره دیگه، آرهههههههههههههههههه؟!!!!!!!!!!!!!! جادی؟
پیوست: خیلی ممنون از همه ولی تولد من هن.وز نیامده :ی