تبليغاتX
وارش - اين گيس بريده اسمش روزنامه نگاري است!
روز نویس آسیه امینی

به نظرم روزنامه نگاران و حتا انجمن صنفي بايد نسبت به اين حركت غير منطقي وزارت كشور يك واكنش صنفي نشون بدن. درسته كه توي اين مملكت، مطبوعات آزاد وجود نداره،‌درسته كه خودسانسوري حتا بيش از سانسور بيداد مي كنه،‌درسته كه سانسور در اون حد پيشرفت كرده كه بارها و بارها در روزنامه مي شنويم كه : "فلاني زنگ زده و گفته در اين مورد چيزي ننويسين!! وگرنه چنين و چنان"،‌ درسته كه خط قرمزها اونقدر اومدن جلو كه مجبوري در دايره اي به قطر خبرگزاري هاي رسمي حكومتي نفس بكشي و كشف خبر و رقابت مطبوعاتي و گزارشگري به معناي نابش ديگه معنا نداره،‌ با همه اينها به نظرم ذستكم يه فكري بايد براي آبروي صنفي روزنامه نگاري اين مملكت كرد!

مورد ديگه اينكه يعني اين جناب يك مشاور مطبوعاتي درست و حسابي نداره كه بهش بگن چه چيزي رو بايد بگه و چه چيزي رو نگه؟  كه بعدن به دست و پا نيفتن كه مطلب رو از رو خروجي خبرگذاريها جارو كنن؟!

به جان خودم نوبرن اينها! در عهد دقيانوس هم چنين مديراني پيدا نمي شدن!

اميدوارم دستكم روزنامه نگارايي كه مي تونن، ‌در اين مورد يه چيزي بنويسن تو روزنامه ها و حمايت كنن از اين خبرنگار و مهمتر از اون از حمايت خبرگزاري فارس. چون هنوز يادمون نرفته برخورد بد مدير مسوول حيات نو آقاي هادي خامنه اي رو با عليرضا اشراقي، وقتي روزنامه به خاطر اشتباه اون دچار مشكل شده بود!‌و هنوز يادمون نرفته برخورد برخي مديران روزنامه هايي كه خبرنگاراشون تحت عنوان پرونده وبلاگ نويسها زنداني شدن. دستكم در چند مورد خودم شاهد بودم كه چقدر واكنشها محافظه كارانه كه چه عرض كنم حتا نابخردانه و ناجوانمردانه بود! مهم نيست كه خبرگزاري فارس همفكر يا همسو با سليقه ما هست يا نه، مهم اينه كه اين حركتش كاملا حرفه اي و صنفي بوده.

ممنون ازپناه فرهاد بهمن براي اين خبر

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:42 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin