سه شنبه هفتم آذر 1385
"تو حق نداری به خاطر نوع فکر و زندگیت، به شرایط بچه ات چیزی رو تحمیل کنی!" اگه این جمله رو هزار بار تو سر خودم نمی کوبیدم که نمی تونستم بشینم اونجا!! سخته بخوای خودتو بذاری کنار و اصلا فکر نکنی که یه روزنامه نگاری و باید سوال کنی و جواب بخوای.
سخته فکر نکنی که یه بچه کوچولو مامانش باربی بی ای که صبح بچه اش سفارش داده بود، از تو جعبه نو درآورد و گذاشت تو بغلش و... سخت تر از همه اینه که وقتی صدات بلند می شه و همه رو مسوول می دونی ! یه آقای محترم از کنار دستت می گه: البته بعد از هر اتفاقی این ابراز احساسات و هیجانها طبیعیه... دوباره به خودم گفتم حق نداری حرفی بزنی که ممکنه شرایط دخترتو ناجور کنه. پس خیلی آرام گفتم: آقای محترم من از روی منطق حرف می زنم نه احساس، ضمن اینکه هم ابراز احساس، هم هیجان زدگی، هم اعتراض و هم عصبانی شدن حق طبیعی همه ماست.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 9:38 | لینک
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: