شنبه ششم آبان 1385
... قاچاق ميكنم واژهها را
وممنوع ترین عاشقانه را برای تو می سرایم. ...
این هم شماره ۱۳۴ مجله زنان و صفحه شعرای من تو این شماره اش. خیلی هم ممنون از خانم مژده دقیقی عزیز.
خودم این شعرو دوست دارم:
ـ چه صيد كردهاي در ترانة تورت ماهيگير؟
ـ آفتاب ناسروده صيد كردهام.
ـ در زنبيل بزرگت چه پنهان داري چايچين؟
ـ پلاس برگهاي نارسم را به خانه ميبرم.
ـ برنجكار!
گيسوان شاليات را به چند ميفروشي؟
ـ به رنج ميفروشم عمر زالوزدهام را.
ـ كجا ميبري آوازهاي البرز را چشمهكيله ۱ ؟
ـ پاچين دردهام را به شبنشيني خزرماه ميبرم
دور شو از من!
شاعرسنگ كوچك بيتاب،
سيل در راه است.
۱ - چشمه کیله رودخانه ای است که از وسط شهسوار می گذرد.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 9:12 | لینک
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
