تبليغاتX
وارش - تمام!
روز نویس آسیه امینی

فردا ساعت ۵ تابلوهاي دل آرا از ديوار گالري گلستان پايين ميان. از همه كساني كه در اطلاع رساني نمايشگاه كمك كردن ممنونم. از همه كساني كه به ديدن نمايشگاه آمدن همين طور،‌از كساني كه نقد كردن، تعريف و تشويق كردن، پيشنهاد دادن هم همين طور.

تعدادي نامه رسيده كه حتما با يادنويسهاي دفتر يادبود براي دل آرا مي فرستيم.

محمد و تورج و ايمان عزيز زحمت كشيدن و يك كارت پستال طراحي كردن - بماند كه يك روزه از تبريز به تهران اومدن، نمايشگاه رو ديدن و برگشتن!!- كه حتما با همين توضيحات فرستاده مي شه.

عده اي لطف كردن و شعر يا نوشته هايي در وبلاگها گذاشتن. اگر لطف كنين و همه اينها رو براي من تو كامنت دوني بذارين خيلي ممنون مي شم كه بتونم پرينتشو بفرستم براي نقاش.

يك توضيح اضافه هم براي عده اي كه ايراد گرفته بودن كه ما چرا يه آدم گناهكار يا شريك جرم رو اين قدر بزرگ مي كنيم: قصد ما بزرگ كردن نيست. من هم معتقدم كه دل آرا مرتكب اشتباه هايي شده. اما داشتن اشتباه دليل نمي شه كه كسي به حرف او و وكيلش كه دلايلي براي رد اتهام قتل او دارن، گوش نكنه!

مساله همينه كه اقرارهاي اوليه اون، با ادله اي كه در دفاع وكيلش اومده بود مي تونست نقض بشه. اما اين اتفاق نيفتاد چون او فرصت ابراز نظر و بازسازي دوباره صحنه رو پيدا نكرد. خوشبختانه او يك هنرمند بود و نقاشي هايي داشت كه مي تونستن به جاي او و به جاي ما حرف بزنن. چرا نبايد اين فرصت به يك دختر ۲۰ ساله داده مي شد؟! حالا اينكه بعضيها مي خوان به اون كه سه سال در چهار ديوار محبوس بوده و تنها دلگرمي اش ديدار هفتگي خونواده اش بوده، كمي اميد و دلگرمي بدن، آيا اين قدر به شما گرون مياد كه ترجيح مي دين كسي وارد اين وادي نشه؟!

اميدوارم دور نباشه روزي كه خودش ميزبان نمايشگاهش باشه.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 1:19 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin