چند شب پيش در يه برنامه مبارزان از جنگ برگشته خاطراتشون رو مي گفتن. البته به نظر من ثبت وقايع جنگ اتفاقا خيلي هم مهمه ولي اينكه كسي بياد جلوي دوربين و با لبخند رضايتمندانه سعي كنه فيجيع ترين وقايع جنگ رو جوري بيان كنه كه انگارداره از يه كيك تولد حرف مي زنه و نه مثلا مغز متلاشي شده نزديك ترين دوستش يه كم!! عجيبه و عجيب تر اين بود كه آدم احساس مي كرد بعضيا فكر مي كنن داستان رو هر چه فجيع تر تعريف كنن (اونم با لبخند) جالبتر و مورد پسندتره!! امروزم (چهارشنبه) تو برنامه كودك آقاي قناد و همكارانش در مورد نارنجك (يه نوع شيريني خامه اي) حرف مي زدن ولي دائم و به طرز ناشيانه اي داشتن ربطش مي دادن به سربازي و جنگ و نارنجك انفجاري اونم با شوخي و رقص!
۲- هميشه تلاش داشته ام به عنوان يك روزنامه نگار حد و فاصله ام رو با گروه هاي سياسي حفظ كنم تا هم بتونم نقدشون كنم و هم دچار عوارض ناشي از منافع حزبي و گروهي اونها نشم. در عين اينكه به آزادي بيان و آزادي انديشه احترام مي ذارم ولي به نظرم بعضي از اونها اونقدر افراطي ان كه حتا خوندن خبراشون برام آزار دهنده است. حالا بيا و جمعش كن كه يكي از همين گروه ها بياد و بگه اصلا اين نمايشگاه دل آرا رو ما راه انداختيم با موج خبري و ....
قبلا هم نوشتم و اينجا هم به صراحت مي گم اين نمايشگاه هيچ ربطي به هيچ گروه سياسي نداره و روي هيچ موجي ام هم سوار نشده. اگر كار سياسي تون پيش نمي ره يا عرضه بازي سياسي ندارين با جون آدما اونم آدمايي در اين شرايط بازي نكنين!
