اين متن زيبا را آقاي هژير نوشته اند:
هی لی لی زمانه ی من! حالا که نشسته ای پشت بوم نقاشی ات لابد می دانی زیادی عاشق بوده ای در این زمانه ی بی همه چیز، زمانه ی دوستت دارم های کوتاه، زمانه ی بی حوصلگی های مدام....
...مراقب خودت باش خواهر دیوانه ی زمین! سرما نخوری در برودت این بادهای دیوانه. کاش بودی. کاش همین لحظه اینجا بودی تا زیر این باران تکه تکه بزنیم به دل این شهر که برای نفس های تو تنگی می کند.
دل آرای جهان! مشغول ثبت عشق! این را بدان، آن روز که تو را به سوی میدان اعدام می برند من همین تنِ رنجورِ تنهامانده را زیر پاهایت فرش می کنم. طناب دار را لعنت کن! این دنیای پلشتِ نکبتی ارزش زنده ماندن ندارد اما تو باید زندگی کنی. آبروی زمین محتاج توست. زنده بمان دختر!
...
RSS