تبليغاتX
وارش - تو مثل همه بچه ها بهترینی!
روز نویس آسیه امینی

چقدر دوستت دارم؟ خیلی. خیلی یعنی آنقدر که نمی توانم بشمارم. و تو آنقدر اصرار می کنی که مثلا به "دو" برسی؟ "دو" از نظر توی سه ساله یعنی خیلی.

در سه سالگی "دو" تا دوستت داشتم. در چهارسالگی بیست تا . در پنج سالگی هزارتا. در شش سالگی به اندازه دنیا. و در هفت سالگی قد خدا.

آره؟ زود به قد خدا رسیدی!

برایت بهترین چیزی که یک مادر می تواند آرزو کند آرزو می کنم. فقط امیدوارم به خاطر همه آن روزها و شبهایی که تنهات گذاشته ام و تو گریه کرده ای آن قدر تا خوابت برده است و برای همه لحظه هایی که مادرت "کار داشته" است و نتوانسته با تو کارتون ببیند، با تو بازی کند، نقاشی بکشد، پارک برود و خیلی کارهای دیگر که از نظر تو مامانهای دیگر می کنند و مادر تو نه! و برای همه جلسه هایی که مجبور شده ای در  پشت صندلی های بیقواره بزرگ بنشینی و خسته شوی یا در ظل گرما یا اوج سرما بروی اداره خاله افسونت و روی میز کارش دراز بکشی و خواب نازت را میز زمخت به هم بریزد امیدوارم،امیدوارم، امیدوارم که مرا ببخشی.

اما چه خوبی تو که با این همه خودت را پرت می کنی توی بغلم و می گویی: " تو بهترین مامان دنیایی" می دانی این قشنگ ترین جمله ای است که تا حالا کسی به من گفته؟

امروز روز توست.روز کودک. برای تو و همه بچه ها دوستی، آرامش و عشق آرزو می کنم.

بابای غزاله براش یه شعر خیلی خوشگل گفته. اینجا میذارمش که تو هم وقتی تونستی بخونی، بخونیش.

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 16:7 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin