شما هم دیدید؟ حتما دیدید! اگر خود آن شعر ها و دکلمه ها و حرفهای شاعرانه و عاشقانه و قربان صدقه رفتنهای کشور عزیز و مردم عزیز و مخلصم چاکرم ها را ندیده باشید، حتما از آنها شنیده اید یا خوانده اید!
دیشب پیمان می گفت : همه شان دروغ می گویند. همه به جز احمدی نژاد! این یکی را راست گفته واقعا . دستکم دروغ نمی گوید. بلوف هم نمی زند. گذشته اش را هم انکار نمی کند. من واقعا از بعضی حرفهای تبلیغاتی شاخ در آورده ام و فکر می کنم یعنی طرف ما را مسخره می کند؟!
ولی دیروز متوجه شدم این مسخره کردن یک جریان کاملا دوسویه و آزاد اطلاعات است! پسری که کلاه کاغذی تبلیغاتی یک کاندیدا را به سرو گوشش آویزان کرده بود سرش را آورد داخل ماشین و یک برگه تبلیغاتی را انداخت تو و بعد هم گفت: ولی من خودم به او رای نمی دهم. شما هم رای ندهید!!
این ماجرا را از چندین و چند نفر شنیده ام. می بینید این همان نسلی است که به بازی گرفته شد. و حالا دارد بازی می دهد. راهش را هم بلد است همان راهی است که یادش داده اند: دروغ، کلک ، فریب؛ به خاطر پول.
جواد هم می گوید وقتی داشت از ماشینی عکس می گرفت که خودش را زیر برچسبهای تبلیغی یک کاندیدا کشته بود، پسرک سرش را بیرون آورده وداد زدده : بابا انتخابات کدومه بذار دختر بازیمونو کنیم!!!!!
می دانید او برای اینکه این برچسبهای ناقابل را به ماشین آلبالویی اش بچسباند چقدر گرفته؟ روزی ۵۰۰۰۰ تومان! و می دانید چند تا از این ماشینها خودشان را می اندازند زیر این برچسبهای ۵۰۰۰۰تومانی؟!
واقعا کی دارد کی را مسخره می کند؟ ما به کجا می رویم؟ احساس می کنم در خلائی گمم که نه پسم را می بینم ، نه پیشم را می شناسم.
ای کاش قضاوتی
قضاوتی،
قضاوتی ،
درکار ،
در کار،
در کار
بود.
