شنبه چهارم شهریور 1385
تازه رسيده ام. ساعت ۱۲ نيمه شب جمعه ۴ شهريوره. آذربايجان بودم. تبريز - مرند- جلفا.
جلف؛مرز ايران و نخجوان. كنار ارس. شهريكه حاجيه اسماعيل وند هفت سال زندگيش رو در زندان اون سپري كرده.
و اين هم خبر خوش: بعد از هفت سال حكم سنگسار حاجيه شكسته شد و براي تعيين تكليفش،پرونده به شعبه هم ارز ارسال شده. اول هفته از خودش شنيده بودم كه جوابش در راه دادگستري جلفاست. به هر زوري بود بالاخره خودمو رسوندم. با مادر و برادرش راهي دادگستري شديم و.... خبر درست بود. خودم از قاضي اش شنيدم.
اون قدر خسته ام كه چشمهام باز نمي مونه و پاهام به خاطر اين كه اين سه روز همش تو جاده بودم ورم كرده. بقيه خبر رو بعد مي گم. راستي همكاران عزيزم در روزنامه ها اگر مي خوان خبرشو كار كنن يه ندا بدن.
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 0:9 | لینک
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: