اما مسالله مهمتر از صدور حکم و اجرای حکم و توقف حکم اینه که اگر در برابر اجرای یک حکم دستور شخصی ریاست قوه قضائیه می تونه موثر باشه، خب اومدیم و دو سال دیگه ایشون نبودن، اونوقت چی؟ آیا این درسته که احکام با دستور، نامه یا بخشنامه یک رئیس متوقف بشن؟ اگر این حکم درست نبوده یا جای دفاع داره و شرایط رجم بر اون صادق نیست یا اینکه به هر دلیلی قابل جلوگیری هست چرا این دستورها وارد قانون نشه؟ که بجای قائم به فرد بودن قائم به قانون باشه.
طرف خیانت کرده، یا به قول شما گناه کرده.بدتر از قتله؟ کسی مرتکب قتل نفس می شه ولی هزار راه در رو داره از مجازات. دیه می ده، رضایت می گیره و .... ولی آدمایی هستن که به جرم عشق ورزی ممنوع! - نه ببخشید به جرم خیانت به همسر - باید با سنگهایی که نه اونقدر بزرگن که زود طرف رو بکشن و نه اونقدر ریز که بی اثر باشن اونقدر سنگ بخورن که جون بدن. آدم با حیوون که حیوونه، با مجسمه هم نمی تونه چنین کنه.
ای کاش اگر آقای شاهرودی می تونن جلوی اجرای حکم رو بگیرن، از خود قوه قضائیه پیشنهاد اصلاح قانون رو مطرح کنن تا بجای پیشگیری از اجرای حکم از صدور چنین احکامی جلوگیری بشه.