تبليغاتX
وارش - کلاهمان را قاضی کنیم!
روز نویس آسیه امینی

انتخابات انجمن صنفی روزنامه نگاران برگزار شد. متاسفنه نتوانستم در انتخابات شرکت کنم. بدلیل اینکه در تهران نبودم. الان که خبرش را از سایت روز دنبال می کردم از نکته ای در این خبر  متعجب شدم. متعجب از اینکه همکار عزیز و صاحب امتیاز این سایت خبری که بهتر از دیگران می داند این حرف اگر صادقانه و بی طرف عنوان شود پیش از هر چیز یقه خود انجمنیان را خواهد گرفت.

بخشی از خبر که به آن اشاره دارم این است : " متعاقب برگزاري اين انتخابات، خبرگزاري فارس، وابسته به قوه قضاييه، بدون انعكاس نتايج آن خبر برگزاري مجمع عمومي انجمن روزنامه نگاران مسلمان را مخابره كرد. خبري که نشان از نارضايتي جناح راست و تلاش براي موازي سازي براي انجمن صنفي دارد" ...

سوال و تعجب من این است که مگر ما فراموش کرده ایم که این انجمن صنفی بر ذغال گداخته سندیکای روزنامه نگاران نشست و آتش  گرفت؟! مگر تا سالها دعوای سندیکاییان با انجمن صنفیان بر این نبود که چرا موازی کاری می کنید؟ چرا سیاسی کاری می کنید؟ و چرا از مناسبات قدرت استفاده می کنید؟

مگر آنها نمی گفتند که ما سالها تلاش کرده ایم تا سندیکا پا بگیرد؟ تفرقه نیندازید! و اجازه دهید که سندیکا در همان شکل سندیکا به کارش ادامه دهد؟

در سندیکای روزنامه نگاران تنها کسانی می توانستند عضو باشند که شغلشان - یعنی راهی که از آن نان می خورند- روزنامه نگاری باشد. شغل اصلی شان! یعنی فقط کسی می توانست عضو باشد که تنها کارش روزنامه نگاری باشد نه یکی از ده هاش!

اینها را منی دارم می نویسم که در پاراگراف اول همین صفحه نوشته ام "متاسفانه" نتوانستم در انتخابات شرکت کنم. چرا؟ چون فعلا همین را داریم. فقط همین را داریم. مجبوریم به آن بسنده کنیم. چون تنها ارگانی است که مثلا بدرالسادات مفیدی دارد که دستکم به حرفت گوش می دهد و نظر می دهد و درمانی اگر نبود همدردی می شود. تنها جایی است که می شود در آن گهگداری دور هم جمع شد و شمعی روشن کرد بر آخرین شهیدان مطبوعات!!!! می شود گاهی در آن حرفی شنید از روزنامه نگاری که دل تو را می برد پشت تریبون آزاد . اما واقعیت چیز دیگری هم هست جناب "روز" عزیز که خودتان هم سری در این انجمن سوا داشتید!

آنچه در روز نوشته اید همه واقعیت نیست. شاید بخشی از آن باشد. واقعیت این است که تا زمانی که فعالیت سندیکاها آزادانه و مستقل برگزار نشود، همچنان حرف و حدیث دور وبرشان چرخ خواهد خورد. نمی شود که ما از دست کسی پرتقالی کش برویم و به کس دیگری که پرتقال از دست ما کش می رود، اعتراض کنیم. مسلما حقوق صنفی روزنامه نگاران ده متولی نمی خواهد! ولی کلاهمان را قاضی کنیم : سندیکایی که در آن اعضا اجازه داشتن شغلی جز روزنامه نگاری ندارند معتبرتر است یا انجمنی که نماینده مجلس تا مشاور و ...  ارگانهای مختلف می تواند در آن عضوی در هیات مدیره باشد؟!

ماجرای لپتاپها را که فراموش نکرده ایم؟ نتیجه دست و دل بازی رئیس جمهوری اصلاح طلب و بی عرضگی انجمن صنفی مطبوعات و دندان تیزی خیلی ها که این وسط پاس کاری می کردند به گمانم تبدیل شد به اسکناسهایی که تنها معادل بخشی از آن لپتاپها بود و تازه سوال از اینجا شروع می شد که اصلا دولت چرا باید به روزنامه نگاران کمک مالی کند!!! این چه سیاست گداپرورانه ای است دیگر! اگر توان این را دارید که با اثر گذاری بر قانون، و سختی کار ایشان، حقوق صنفی و وضعیت بیمه آنها را تغییر دهید و ...  این نهایت تلاش همین انجمن فخیمه است که تازه با رای ما روزنامه نگاران انتخاب می شوند!

سخن بدرازا کشید و باور کنید که تنها سوزنی بوده به خودمان در قبال جوال دوزی که اصولا از دستمان نمی افتد . نه قصد تخریب انجمن را دارم، نه توهین به همکارانی که بخشی از آنها واقعا در این انجمن وقت و انرژی شان را صرف حمایت حقوقی از روزنامه نگاران می کنند. اما این انجمن نیاز به نقد دارد. نمی دانم چرا همیشه از نقد آن فرار کردهایم. شاید به این دلیل که بخشی از ما همیشه در روزنامه هایی کار کرده ایم که روسایمان همکار و همحزبی تصمیم گیران انجمن بوده اند. شاید فکر کرده ایم وقتی از زمین و آسمان بر قلم به دستان سنگ می بارد، ما نیز خود سنگی دیگر نشویم. شاید ترسیده ایم از اینکه دائم با همکارانمان چشم در چشم می شویم و حیا مانع می شود. همه اینها درست. اما کاش خانه تکانی را از خانه خود شروع کنیم.

 

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 14:33 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin