تبليغاتX
وارش - عزت ابراهیم نژاد مهمان دارد امشب!
روز نویس آسیه امینی

چه می رود بر ما؟ باور کردنش سخت است. دوباره همین جمله را می خوانم : " باور کردنش سخت است؟" نه! تصحیح می کنم. سخت نیست. باور می کنیم. اکبر محمدی نیز در زندان در گذشت. در خوش باورترین حالت ممکنی که مدیر کل سازمان زندانها وصف کرده، اکبر محمدی در آخرین معاینه پزشکی کاملا وضعیت نرمال دالشته و فشارش ۱۲ روی هفت بوده. فقط سوال اینجاست که تاریخ دقیق این آخرین معاینه کی بوده؟! و اگر کاملا وضعیت نرمال داشته چرا به درخواست خودش به بند منتقل شده در وضعیت کاملا نرمال بقاعده باید پزشک مریض را مرخص کند نه اینکه مریض درخواست انتقال کند و پزشک اجابت!

و سوال دیگر اینکه چرا نتوانسته با وکیلش ملاقات کند؟ و سوال بعدی اینکه چرا با توجه به طول درمان نامحدود خارج از زندان، که به تشخیص پزشکی قانونی به زندانی داده شده، او به اجبار به آنجا بازگشته است؟

سوالهای زیادی می لولند در سر ما. سوالها به هم می پیچند و راهی برای خروج از این سر بی صاحب پیدا نمی کنند. این روزها ما راحت باور می کنیم هر چیزی را. سخت ترین چیزها را هم. عجیب ترین ها را هم.

از سال ۷۸ تا بحال چقدر زمان گذشته؟ دختر من سال ۷۹ به دنیا آمد. او امسال به مدرسه می رود. اکبر محمدی هم می توانست امسال دختری داشته باشد در انتظار اول مهر. اما او با کمر رنجور و دل رنجور و سر رنجور هفت سال در زندان ماند تا آخرش هم ما نفهمیم که این ۱۸ تیر لعنتی را چه کسی به پاچین ما کرد! و کیست که تاریخ رنجور ما را به قلم نحسش چنین می نویسد؟

پیوست:

خبر خبرگزاری آفتاب

مصاحبه وزیر دادگستری در همین مورد  - یعنی چی اعتصاب غذا کامل و ناقص بوده؟!

 چه انتخاب بجایی! گویی که نیما امشب سروده این شعر رو.

حقوق بشر اینجا مفهومی روشن نیست!

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 14:22 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin