در تمام این روزها منتظر بوده ایم که امروز و فردا و پس فردا مهندس نیز به جمع آزاد شدگان آن تجمع برگردد. اما ظاهرا این خوش باوری دارد چنان بدرازا می کشد که نگران کننده است.
در این مدت دوستان ایشان در ادوار تحکیم وحدت فعالیتهای زیادی کرده اند تا هم مسوولان بازداشت وی را تحت تاثیر قرار بدهند و هم او را بیشتربه مردم بشناسانند. اما واقعا نمی دانم که این همه ایا نتیجه ای هم داده است یا خواهد داد؟
موسوی خوئینی از آن جمله فعالان سیاسی بود که بیش از منازعات قدرت برایش مسائل اجتماعی مهم بود. مردم مهم بودند. حقوق بشر مهم بود. از همانها که این روزها کمتر یافت می شوند .
چندی پیش بود که از آقای موسوی درباره تحقیق و تفحص مجلس ششم درباره مضرات استفاده از فیلترهای مخابراتی برای انداختن پارازیت بر امواج ماهواره ای پرسیدم. می دانستم که با توجه به رشته تحصیلی اش در این زمینه حساسیت ویژه ای دارد.
پاسخش تلخ و روشن بود : تحقیقات ما نشان داد که از چند نقطه در تهران این پارازیتها فرستاده می شود و برای سلامتی مردم هم واقعا مضر است. همان موقع هم در مجلس این را اعلام کردیم ولی با پایان یافتن مجلس ششم این ماجرا هم فراموش شد.
موسوی یکی از معترضان همیشگی فیلترینگ و سانسور بوده و از هر تلاشی برای مبارزه با این دو استقبال کرده است.
برخی می پرسند که موسوی خوئینی در تجمع زنان چه می کرد؟! من از پرسندگان این سوال بیشتر تعجب می کنم. و سوال اساسی این است که چرا دیگران نبودند؟! چرا آنهایی که وقتی به انتخابات نزدیک می شویم، مشارکت زنان برایشان اهمیت حیاتی پیدا می کند، نبودند! چرا برای آنها تغییر قانون اساسی به نفع زنان مهم نیست؟ آنها که با موسوی کار کرده یا او را می شناسند از یاد نمی برند روزهایی که او با امیر حسین کوچکش یا با دخترکش به جلسه یا محل کارش می رود تا از عدالت جنسیتی در نگهداری بچه هایش و از حقوق طبیعی همسرش کم نگذاشته باشد.
و تعجب نه فقط از آن بسیار مردان نیامده است که نیز از نمایندگان مجلس ششم است و اقلیت مجلس هفتم که این همه سکوت را با خود کجا می برند؟! برای همشاگردیهای یک کلاس هم چهار سال نشستن پشت یک نیمکت، تعصب همکلاس بودن می آورد ، شما چهار سال نماینده یک ملت بوده اید در مجلس آیا این فقط کمی هم تعصب در شما برنمی انگیزد؟!
یک سوال هم باید از کسانی پرسید که در حمایتهایشان از موسوی خوئینی دائم بر تجمع غیر قانونی زنان تاکید می کنند. این چه جور دفاع کردن است؟ موسوی با علم به قانونی بودن تجمع به هفت تیر آمد. درست مثل همه زنانی که با اصل ۲۷ قانون اساسی آشنا بودند و برگزاری تجمع را جزء حقوق شهروندی خود می دانستند!
جناب زیدآبادی از شما این انتظار نمی رود!
این روزها چه مفتخر است دیوارهای اوین که به جای دزد و قاچاقچی و قاتل و جانی، مکانی است برای اهل اندیشه و عمل، کسانی که عمرشان را یا وقف نوشتن و خواندن کرده اند یا تحقیق و فعالیت اجتماعی و فرهنگی.
و چه شرمنده ایم ما که جای خالی مانا نیستانی ، مهرداد قاسمفر، رامین جهانبگلو و دیگرانی که بودنشان دوام فرهنگ این دیار را تضمین می کند را می بینیم و انگار که نمی بینیم!
من نیز با دیگران همصدایم که : فعالان اجتماعی را آزاد کنید!