حق با شماست! این چند روزه همه به من یادآوری کردن که شاعر بودن مهمتر از هر چیز دیگه است. بویژه مهمتر از روزنامه نگار بودن. خب خودمم باور دارم. هیچ چیز تو دنیا شعر نمی شه و جاشو با هیچ چیه دیگه نمی شه پر کرد.
درسته که چندوقته اینجا کمتر شعر نوشتم. ولی چند جای دیگه چند تا شعر چاپ کردم. ماهنامه "هفت"که نمی دونم چرا سایتش پنچره ( این لینکی که دادم مربوط به ۳ شماره قبلشه! شماره های بعدی تو راهن ظاهرا)، دو صفحه شعر شماره ۲۸ اش مال منه و همه شعرها هم از دفتر جدیدمه که هنوز منتشر نشده و معلومم نیست که بشه چاپش کرد ! شعرهایی رو هم که انتخاب کردن کلی گشتم که به هیچ جا و هیچ کسی بند نکرده باشه. نه اروتیک باشه، نه با چشم و گوش و دم مردم کار داشته باشه نه با سر و ته بقیه!
( نه اینکه دو صفحه کامل شعر باشه ها نه! فقط یک سوم هر صفحه شعره بقیه اش عکسه! :D )
روزنامه شرق هم امروز (پنج شنبه) و هم هفته قبل ، تو ویژه نامه پنج شنبه اش شعرمو چاپ کرد.
احتمالا تو شماره بعدی فصل نامه "فیلم و ادبیات" هم یه صفحه شعر دارم.
خب پس همچین بی کارم نبودم. ( البته خدا لادن و نیلوفر را بنده مگیراد!)
پیوست: الان صفحه خودمو دیدم و مجبور شدم چندجاشو اصلاح کنم. هرگز نتونستم این عادت گندو ترک کنم که چکنویس تحویل مردم ندم! دیدم تو یه جمله چهار تا پنج شنبه نوشته بودم.
