زنگ زدم بهش. گفت همین حالا باهاش حرف زدم. به فریبا زنگ ردم. تو جائه کندوان خط، راه نمی داد. فریبا خونه گنجی بود! گفت پاشین بیاین اینجا. که شدنی نبود!
پس باید باور کنیم که سال خروس با یه خبر خوب رفتنی شد!
ام "سگ" آمد. سال سگ. امیدوارم فقط هار نباشه (:
به همه دوستان خوب دیده و ندیده ام سال نو رو تبریک می گم. امیدوارم بهترین آرزوها و بهترین آرمانها رو داشته باشیم برای ۸۵.
دوستان دورم : پانته آ و شهریار، محمدرضا و شیرین،سپیده و مسعود، صنم، سهیلا،محمود، رضا، هانیه عزیزم که تازگیا وبلاگم زدی و الان نمی تونم بهت لینک بدم!، اکرم دیداری عزیز و .... همه و همه کسانی ( بقیه یادم نمیاد الان خیلی زیادین بخدا!) که از این راه دور فقط می تونم بهتون یه تبریک خشک و خالی بگم، دوستان وبلاگی، دوستان آن لاین، دوستان دوست تر از دوست غیر مجازی( عجب اصطلاحی) عیدتوووووووووووووووووووووووووووووون مباااااااااااااااااااااااااااااااااااااارررررررررررررررک!
