تبليغاتX
وارش - بار دیگر هم!
روز نویس آسیه امینی

 

گیسوی عزیزم، مطلب سراپا تلخی و نقدت علاوه بر اینکه تلخم کرد ولی کلی هم حال کردم از نوشتت.

تلخم کرد. بیشتر از اینکه از برخورد ن.ا. تلخ بشم از رفتار مردانی تلخ می شم که در تحریریه و کنار ما نشستن و با وجود پز روشنفکریشون در خصوص دموکراسی و آزادی و ... به اینجا که می رسن یه لبخند مهوع فقط می تونن تحویل بدن!

ولی از یه چیزم تعجب کردم. از آخر نوشته ات که اون رو هم ناشی از تلخی و عصبانیتت می دونم و چون خودم رو طرف خطاب اون نمی دونم راحت در موردش حرف می زنم ؛ چون نه فمینیسمم نه پیشرو (: 

مگه قراره یه عده آدم همه جا باشن؟ مگه قراره برای هرچیز اونم چیز ساده ای مثل اینکه بنده می خوام فوتبال ببینم یه عده پیشرو جلو بیفتن و هدایت کنن؟

منم قبول دارم که اگه کسی نمی خواد بره نباید از اول بگه من میام. همونطور که خودم اینبار نگفتم میام نه اینکه نخوام، بلکه برای اینکه می دونستم نمی تونم بیام!

ولی اصلا چرا برای هرچیزی دنبال هدایت کننده و پیشرو باشیم؟

تو و پرستو و بقیه گل کاشتین واقعا. خب پس شما باید اتفاقا اینجا جلوتر از بقیه باشین.که البته بودین هم!

خلاصه که آبجی جای ما رو هم خالی می کردی!

یلدای عزیز برای عکس فوق العادت و فرناز جان برای نوشته قشنگ و غیر قابل التیامت مرسی.

 

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 9:2 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin