تبليغاتX
وارش - فعل ساده معلوم!
روز نویس آسیه امینی

 

فعل معلومی است:

"دوست دارم"

که حرف ندارد؛

حرف اضافه.

 

دوستت دارم!

و تو که نباشی،

مصدری می ماند و من

- که فاعلی بی خاصیتم -

و حرفهای اضافه دور وبرم را شلوغ می کنند .

 

من از فعل "شدن" بیزام

"شدن" ،  یعنی تو نیستی

و صرف می شود زمان حال

در فعلهای بی قاعده ای

که فقط

 با مرگ و میر و کشتن و رفتن

جمله می شوند.

شدن، پایان جمله های مجهولی است

که جای دفتر شعر من

روزنامه ها را سیاه می کنند.

من از " شدن" بیزام.

 

دستور زبان مادری

به چه کارم می آید

وقتی که مفعول - یعنی تو-

اصلی ترین کننده شعر است؟

 

با یا بی حرف اضافه

بیا!

من گرسنه ترم به شعر

تا نوشتن از گزارش یک اعدام .

۳۰/دی/۸۴

آسیه - تهران

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 2:26 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin