چند شب پیش در یه جمع دوستانه. کسی سوالی مطرح کرد که حسابی همه درگیر آن شدیم.سوال این بود: اگر شما با کسی زندگی می کنید که عاشقش هم هستید، و یکهو متوجه شوید که او عاشق شخص دیگری شده، چه برخوردی با این مساله می کنید.
اما جوابها: ک.ف. (زن): از نظر من مرد زندگی ام می تواند ارتباط جسمی با کسی داشته باشد اما عاشق شدنش به زن دیگر برایم قابل تحمل نیست.نه، تحمل نمی کنم و ترکش می کنم.
ب.ح(مرد): مساله فقط من و زنم نیستیم. ما بچه هم داریم. که به نظرم وضع آنها مهمتر از خواسته ماست. ( پرسنده): ما در مورد بچه ها حرف نمی زنیم در مورد خودت حرف می زنیم. نظر تو در مورد زنت چیست . بچه ها را کنار بگذار.آیا تو می پذیری؟ ب: نمی شود بچه ها را کنار بگذاریم...پرسنده: یعنی چی؟ خودت مهم نیستی؟ اصلا فکر کن بچه نداری؟ انوقت چه؟ ب:... هممممم.... برایم قابل قبول نیست و شروع می کند به بحث و تحلیل .... پرسنده: قرار شد فقط بگویی می پذیری یا نه! ب: (البته بعد از کلی فلسفه بافتن در مورد اینکه اصلا چرا باید رابطه به اینجا برسد و ... ): نه، نمی پذیرم.
آ.آ (زن): اوایل ازدواجمان همسرم گفت ما به عنوان دو انسان آزاد همیشه حق داریم عاشق شویم. من آن موقع از این حرفش ناراحت می شدم و فکر می کردم ریگی به کفش دارد ولی بعد متوجه شدم این حرف او اعتقاد واقعی اش است و حالا من هم پذیرفته ام که نمی شود کسی را به زور نگه داشت. هر چه بیشتر زور بزنی بیشتر از دستش می دهی. البته من برخلاف ب. فکر می کنم اتفاقا خیلی طبیعی است که ایت اتفاق برای آدمها بیفتد. چون دونفر که با هم زندگی می کنند اصلا به نظر من نمی توانند عاشق هم باشند. انها حداکثر می توانند هم را دوست داشته باشند. زندگی مشترک به دوست داشتن نیاز دارد نه عشق. عشق زاییده فاصله است.دوست داشتن باعث ماندن در کنار هم. بنابراین به نظر من عاشق شدن آدمها در حین اینکه زندگی مشترک دارند چیز عجیب و غریبی نیست.پرسنده: خب پس برخورد تو اگر همسرت عاشق دیگری شد چیست؟ می پذیری ان شخص سوم را؟ آ: نمی دانم که می مانم یا نه. فکر می کنم خودم را کنار می کشم.
ج: اگر زنی که عاشقش هستم به مرد دیگری فکر کند. لزومی ندارد که در این شرایط ما با هم زندگی کنیم یا همدیگر را تحمل کنیم. نه، من تحمل نمی کنم. آدمها دو بدو عاشق می شوند. این رابطه اگر تغییر کند چه از طرف مرد و چه از طرف زن، رابطه سالمی نیست.
م.ف(زن): من هرگز فرصت نداشتم که عاشق شوم. خیلی زود ازدواج کردم و بچه دار شدم و بعد هم کار و کار. شوهرم هم اهل این ماجراها نبوده بنابراین واقعا نمی دانم با چنین مساله ای چطور برخورد می کنم.
و اما م.ر(مرد) ( صحبت او نیم ساعت طول کشید!) من و زنم از ۹ سالگی عاشق هم بودیم. پرسنده: چه ربطی به حالا دارد!؟ ربط دارد برای اینکه اصلا چنین چیزی امکان ندارد! پرسنده: خب، آمدیم و شد! زنت عاشق شد. تو چه می کنی؟ درکش می کنی و می پذیری که روابطتان همین طور که هست ادامه یابد؟ م: بعد از کلی بحث و در رفتن از سوال و بیراهه رفتن و کل کل کردن و چانه زدن: نهههههههههههههههه! نمی پذیرم. مگر دیوانه ام؟ سعی می کنم مدتی را جدا زندگی کنیم تا به یک نتیجه عاقلاننه برسیم.
ق.ه(مرد): من شاهد چنین روابطی از نزدیک بودم. آنها تلاش کردند سه نفری ادامه دهند. دو مرد و یک زن. درواقع مرد اول خیلی دموکرات مابانه خواست اجازه دهد تا ببیند به کجا می رسند. اما بعد از یک سال دید که نمی شود و باعث شد که مرد دوم از زندگی انها برود و اتفاقا مرد دوم خیلی هم شاکی شد چون معتقد بود که زن عاشق اوست نه همسرش. پرسنده: خودت چی؟ تو اگر جای آنها باشی چه می کنی؟ ق: به نظر من انسان ذاتا حسود است و تحمل رقیب را ندارد.فکر کنم من هم همین طورم.
.... و این بحث ادامه یافت تا ۵/۳ صبح. و نتیجه این بود که اکثر حاضران در جلسه حاضر به تحمل رقیب عشقی نبودند.
شما تحمل می کنید؟ ترکش می کنید؟ ترکتان می کند؟ منتظر می مانید تا خودش به نتیجه برسد؟ دنیا را به آتش می کشید؟ چه می کنید؟
پیوست ۱: اینم سنها: البته تقریبی است:
ک.ف: حدود۵۰ - م ر: حدود ۴۵ - ق.ه: حدود ۴۳ - آ.آ: ۳۲ - م.ف: ۳۷ - ج: ۳۷ - ب.ح: حدود ۳۷
پیوست ۲: باید اینو دیگه تو یه پست جدا می نوشتم ولی اونقدر کنجکاو شدم خودم نسبت به این پست که ترجیح دادم حالا که بازی این همه بازیگر داره ادامش بدیم(: اما دو مورد که به خاطرش تذکر آیین نامه ای گرفتم. یکی اینکه م.ر. فقط!!۴۲ سالشه ( اقرار می کنم با بدجنسی تمام اینو دارم می نویسم.) دوم این که این ماجرا از اینجا شروع شده بود که آقایان و خانمها داشتن در مورد آزادی بیان و اینکه تا کجا می شه پیش رفت بحث می کردن! ولی م. جان باور کن مشکل شد دو تا چون خودمم نفهمیدم که از اونجا چطور یه هو سر از اینجا در آوردیم!!! معلومه چقدر بحثهای ما عمیق و جدیه!
چهارم اینکه حالا که زحمت کشیدین تا اینجا اومدین، دستخالی برنگردین! یه امضاهم بذارین پای این نامه (فراخوان گزارشگران بدون مرز برای دفاع از آزادی بيان ) خیرشو تو همین دنیا می برین.
