اگر اشتباه نکنم اردیبهشت سال 77 بود. یعنی اولین جشنواره مطبوعات بعد از ریاست جمهوری خاتمی.فضای نمایشگاه بین المللی کتاب که جشنواره مطبوعات هم در کنار اون برگزار می شد فضایی کاملا متفاوت از سالهای قبل بود. جای جای سالنها و فضای بیرونی سالنها گروه های مختلف مردم که بیشتر اونها دانشجو یا جوونهایی بودن که تشنه شنیدن و پرده برداشتن از واقعیتها بودن، دور افراد سیاسی و روزنامه نگارهای سرشناس رو می گرفتن و پرسش و پاسخ گاهی به دعوا و مرافعه هم می کشید.
یکی از کسانی که در این جمعها به شدت طرف خطاب قرار می گرفت اکبر گنجی بود. طوری که یک روز عصر، سالن سرباز کنار نمایشگاه رو در اختیار اون و پرسشگران قرار دادن. یکی از شلوغترین برنامه های اون جشنواره همون روز بود. یادمه یکی از پرسشگران از گنجی پرسیده بود شما که خودت یه زمانی بازجوی وزارت اطلاعات بودی چی شده که حالا اصلاح طلب شدی و سنگ دموکراسی رو به سینه می زنی.
جواب گنجی شاید الگویی باشه برای خیلی از افرادی که مثل اون بودن ولی جسارت گفتن ندارن. گفتن از گذشته خودشون و دیگران. گفتن از چیزی که دیگران نه فقط جرات گفتن که حتا تحمل شنیدنش رو هم ندارن. اون گفت: من بازجوی وزارت اطلاعات نبودم ولی اقرار می کنم که مدت کوتاهی عضو حفاظت اطلاعات سپاه بودم.اما نه کسی رو شکنجه کردم و نه دستم به خون کسی آلوده است. و وقتی هم که دیدم اونجا با فکر من جور در نمیاد ازش جدا شدم . و در تمام مدت بعد از اون تلاش کردم که انسان آزادی باشم و ....
اینو ننوشتم که بگم گنجی یه روز چه کاره بوده. فقط دست وبلاگنویسانی که فارغ از هرگونه ایده سیاسی در داخل و خارج از کشور به خاطر "امروز گنجی" ازش دفاع می کنن رو بفشارم.
بعضی از اونا مسلما نمی دونن گنجی اصلا کی بوده فقط براشون مهمه که یه آدم نباید برای باورهاش بره زندان. بعضیا می دونن اون کی بوده ولی باز می گن آدم به خاطر باورهاش نباید بره زندان.
به هر حال گنجی هر کی بود و هر گذشته ای که داشت، امروز به خاطر جسارت رنگ باخته روزنامه نگاری ما، به خاطر پرده دری از فجایع قتلهای زنجیره ای و به خاطر دفاع از آزادی - که خیلی از ما سنگشو به سینه می زنیم ولی دستمون رو نزدیکش نمی بریم که نسوزیم _ در زندانه و بدون شک او از کسانی است که این روزها در کمتر تحریریه ای یافت می شن.
این هم وبلاگ حامیان آزادی گنجی که نمی دونستم چه جوری باید باکسشون رو بذارم. البته علت انتخاب اسم وبلاگشون نمی دونم چیه! کاش اسمی رو با بار غیر سیاسی انتخاب می کردن. این اسم شبیه اسم های حزبیه.
