شنبه هفتم خرداد 1384
یک نفر ،
ایستاده بالای سرم
و تهدید می کند که :
« حرف نزن!»
یک نفر نشسته روبروی من
و پند می دهد
که حرف نزن!
یک نفر ،
خوابیده در کنار من
و زمزمه می کند که حرف نزن!
یک نفر درون من است
و می ترساندم
که حرف نزن!
این ،
خاطرات روزنامه نگاری است که حرف نمی زند.
( خرداد ۸۴ - تهران )
...........
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 0:35 | لینک
|
مطلب را به بالاترین بفرستید: