تبليغاتX
وارش - چه خوبه شاد خواری چله!
روز نویس آسیه امینی

چه خوبه وقتی آدم می تونه لم بده به رویاهاشو... بره و...  فراموش کنه که تو چه گه دونی داره زندگی می کنه!

چه خوبه وقتی بردیا صدای گیتارشو بلند می کنه و داد می زنه : اگه یه روز بری سفر بری از پیشم بی خبر ، پرنده دریا می شم..... چه خوبه فاتح شمع روشن می کنه، گیتی می رقصه، نادره جک می گه همایون و مصطفا و جواد و مرتضا بحث می کنن و هیچ وقتم به نتیجه نمی رسن، چه خوبه بهنازو دیدن با کوچولوی معصومش و... چه خوبه وقتی حافظ می خونی و چنان می زنه تو پرت که فوری می بندیشو می ری تو لاک! تا یه بار دیگه که نادره برات باز می کنه و حافظ مهربون می شه : یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور ... و تو قند تو دلت آب می شه!

چه خوبه آدم دوستایی داشته باشه که وقتی بهشون پناه می بره، فراموش می کنه که حتا دوساعت پیش چقدر حالش گرفته بود و می خواست بشینه یه ساعت گریه کنه..

پیوست:

اینم قول من و فال شما:( به دلایلی نمی خواستم این فالها رو بنویسم بعد دیدم بدقولی می شه..... گاهی پیش میاد دیگه ....اینجا من فقط مطلع غزل رو می نویسم باقیشو لطفا خودتون دنبال کنین)

پروانه : ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی / سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی ...

نیوشا: اگر باده مشکین دلم کشد شاید / که بوی خیر ز زهد ریا نمی آید ...

محمود : طفیل هستی عشقند آدمی و پری / ارادتی بنما تا سعادتی ببری ...

بی نام آشنا : مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم / که پیش چشم بیمارت بمیرم ...

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 15:34 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin