مدتهاست بنا به شرایط خانوادگی و البته محیطهای دوستانه خواسته و ناخواسته در جریان بسیاری از روابط نادرست کاری در عکاسی خبری ایران قرار می گیرم. البته این روابط فقط مربوط به زمان حال نیست و از مدتها پیش و سالها قبل وجود داشته. فرق حالا با قبل فقط در این است که دنیای مجازی فرصت نقد و نظارت بیشتری به افراد داده که در پرده یا بیرون از آن دروغها را رو کنند و از حقوق صنفی و حرفه ای شان دفاع کنند.
قاپیدن عکس دیگری و چاپ آن در معتبرترین نشریات دنیا از جمله این زرنگ بازیهای کثیفی است که متاسفانه در کشور ما به آن می گویند " حرفه ای گری" ! شاید به این دلیل که افراد کم تجربه فقط در برابر حرفه ایها! توان مقابله و اعتراض ندارند!
به هر حال فرقی نمی کند که این کار از طرف چه کسی یا کسانی صورت گرفته و می گیرد. از سوی هر کسی که باشد کثیف است .امیدوارم عکاس اصلی این عکس از حقوقش - مادی و معنوی هردو- کوتاه نیاید و سنگ بنای یک حرکت معترضانه مدنی حرفه ای را بگذارد.
من مانده ام که فقط در روزهایی چنان تلخ که همه سیاهپوش دوستان و همکارانشان هستند، چطور چنین چیزی ممکن است اصلا؟! نمی دانم!
مرتبط:
با یک عکاس خبری جوان مصاحبه ای کرده ام که در حال پیاده کردن نوار آنم. او هم حرفهایی شنیدنی زده است در مورد حضور!!! چند تن از خبرنگاران و عکاسان خبری در زمان جنگ افغانستان. این علامتهای تعجب جلوی حضور به این دلیل است که آنها هرگز به افغانستان نرفته بودند! در حالی که مطالب و عکسهایی را به اسم سفر به افغانستان به خورد من و شما دادند که بنده برای باور کردنش دو تا شاخ هم درآوردم!این مصاحبه را بزودی منتشر می کنم.
حرفه ای های ما باید هم با این سن و سال کم به این زودی حرفه ای شوند!
پیوست:
منصوره معتمدی در وبلاگش توضیح داده که این موضوع یک اتفاق بوده و نه بیشتر! به هر حال امیدوارم که چنین بوده باشد. هرچند که در سالهای کاریم بسیار دیده ام این اتفاق! را . ولی واقعا امیدوارم عکاسی مثل مجید سعیدی که سالهاست همکار ما در تحریریه هاست چنین خبطی نکرده باشد. به هر حال این توجیه که : " شاید فلانی نخواهد توضیح دهد" که نشد دلیل! چنین مساله ای اتفاقا باید توضیح داده شود. نه برای یک عکاس یا خبرنگار ! بلکه به این خاطر که این رسم بد برافتد از بین جامعه خبرنگاری ما.
