همانطور که قبلا هم اشاره کردم حضور من در اجلاس تونس به دعوت از گروه هایی بود که بخش جامعه مدنی اجلاس را تشکیل می دادند . بنابراین علی رغم کنجکاوی فراوانم چندان فرصت گشت و گذار در بین زنان و مردان ای.تی باز و آی.تی.ساز دنیا را نداشتم.
اما حضور جامعه مدنی در اجلاس سران جامعه اطلاعاتی هم خود حکایتی دیگر است. جدا از سخنرانی ها و مقالاتی که از سوی فعالان حقوق بشر و نیز فعالان حوزه آی.تی به اجلاس رسیده بود، یکی از فعال ترین و البته کاراترین حرکتهای اجلاس تونس برگزاری ورک شاپهایی در حاشیه اجلاس بود که در واقع برگزار کنندگان آن بیشتر موسسات و نهادهای مدنی غیر دولتی از سراسر دنیا بودند.
و البته انتقال تجربه از طریق بیان رخدادهایی که افراد و گروه های غیر دولتی فعال در حوزه آی تی در جوامع مختلف با آن روبرو هستند، گرچه نکات آموزنده بسیار داشت اما تحمل چنین کارگروه هایی برای کشوری که در آن نقض اشکار حقوق بشر از در و دیوار پیداست، چندان آسان نبود.
بنابراین اگر در مقر اصلی اجلاس ناگهان جلوی انتشار اطلاعیه های سازمان خبرنگاران بدون مرز گرفته می شد ، جای تعجبی نداشت و اگر در کارگاه " بیان زیر سرکوب" ناگهان مدیر جلسه را فرا می خواندند که " کاسه و کوزه ات را جمع کن و ... " اصلا عجیب نبود/ همه را بگذارید به حساب کسانی که آنهمه داد و بیداد کردند که چنین اجلاسی گرچه نباید منحصرا در کشورهای پیشرفته برگزار شود ولی دستکم در کشوری هم نباشد که کوچکترین انتقاد، نقد و حتا گزارش وضعیت از کشورهای دیگر را هم بر نمی تابد!
جدا از این حرفها جالب است که بیشترین شرکت کنندگان این بخش ( جامعه مدنی حاضر در اجلاس) از کشورهای شرق آسیا، خاورمیانه، هند و اروپای شرقی بودند.یعنی کشورهایی که توسعه آی.تی در آنها به خاطر نبود توسعه سیاسی همواره با سرکوب مواجه بوده است.
حضور این افراد را اگر با نمایندگان دولتی کشورهایشان در کنار هم بگذاریم تفاوت انتظارات آنها از جامعه اطلاعاتی به چشم می خورد.
بیشتر نمایندگان دولتی کشورهای جهان سومی در سخنرانی ها و بیانهایشان از توسعه سخت افزاری و بویژه مخابراتی در کشورشان خبر می دادند. در حالی که بیشتر حرف نمایندگان جامعه مدنی چانه زنی بر سر نبود حق دسترسی آزادانه به اطلاعات ، محدودیتها و تهدیدهای قدرتهای حاکم بر جامعه اطلاعاتی، نداشتن یا تحدید حق ارتباط، سرکوب آزادی بیان و بالاخره تکیه بر توسعه نیافتگی نرم افزاری کشورها بود.
