یکشنبه بیست و دوم آبان 1384
هفت ساعت باید تو فرودگاه استانبول منتظر پرواز بعدی بشینم! عجالتا این وحشتناکترین بخش قضیه است!
غر نزنین سرم که تا حالا غر می زدم برای درست نشدن کار ویزام و حالا که درست شده شروع کردم به غر زدن و ... اصولا اگر قرار بود غر نزنم شغل شریفتری برای خودم دست و پا می کردم (:
نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 15:0 | لینک
|
مطلب را به بالاترین بفرستید:
