تبليغاتX
وارش - هنوز ویزا ندارم!!!):
روز نویس آسیه امینی

این روزها باید یک مطلب مفصل می نوشتم درباره اینکه: با اینکه در آستانه دومین اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی قرار داریم ولی متاسفانه فضای سایبر در کشورمان همچنان با فیلترینگ گسترده تهدید می شود! هفته گذشته یکی دیگر از سایتهای پرخواننده و پرکار در حوزه فعالیت زنان یعنی "تریبون فمینیستی ایران " فیلتر شد. و از سوی دیگر در خبرها آمده که دو، سه روز پیش یک شرکت انگلیسی به نام "دلتا گلوبال" در مناقصه بین شرکتهای داوطلب برای فیلترینگ در ایران برنده شده است! شرکت قبلی که این وظیفه خطیر را به عهده داشت، یک شرکت امریکایی بود که متاسفانه نامش را در خاطر ندارم.

با اینکه یک استاد و همکار، معتقد است که این، اتفاقا نشانه وجود آزادی و دموکراسی در آن کشورهاست، اما به نظرم این جای بحث دارد که اگر وقت کنم این روزها به آن خواهم پرداخت.

( این جمله آنقدر طولانی شد که اگر بخواهم پایان آن را به اولش ربط بدهم خودم هم قاطی می کنم! خلاصه اینکه نشد درست و حسابی اینها رو بنویسم دیگه!)

* * * اما، اما ....

 فخری عزیزم!

 گفته بودی که سالگرد سلمان بوده و ای کاش شعری ازش می نوشتم. ولی باور کن اونقدر وحشتناکم این روزها که اصلا هر چی شعره ازم فرار می کنه ولی امشب به خاطر سلمان و به خاطر تو می نویسم. بخشی از شعر " در کوچه های گریه و هیچ" سلمان ( از کتاب از آسمان سبز) :

ای وطن من، ای عشق

ای ازدحام درد

جان من از بی دردی

درد می کند

زین پیش هرچه بوده ام

عاشق نبوده ام

ای اجتناب ناپذیر

باید تو را سرشار بود

بقدر آفتاب

تو را باید

بی ذره ای تعقید نوشت

دریغا بی تو بودن

چشم را از دیدن بر می گیرد

....

سلمان هراتی شاعر شهسواری چندی پیش از این که من در سن ۱۲-۱۳ سالگی به انجمن شعر شهرمان بروم، درگذشت. انجمنی که ما ( من و فخری و افسون و خیلیهای دیگر ) شعرخوانی را از آنجا شروع کردیم، هنوز هم به گمانم آن انجمن -اگر باشد- به نام سلمان است.یعنی امیدوارم که باشد و امیدوارم که برو بچه های شهرما، مثل ما هر پنج شنبه آنجا عاشق شوند! که : "دریغا بی تو بودن / چشم را از دیدن بر می گیرد"

این پست خیلی طولانی شد.امیدوارم از وسط رها نکرده باشین!

نوشته شده توسط آسیه امینی در ساعت 23:56 | لینک  | 
مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin